تبليغاتX
در حریم دل

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

ولادت

 

۸۸/۸/۸

میلاد هشتمین اختر

تابناک امامت و ولایت

 حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)

 بر شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت باد.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com


بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
.:: شعر میلاد امام رضا ::.
 
غرق عشق و شور و مستی بی مثال
غوطه ور در عالم فکر و خیال
 
 
پر کشیدم از زمین و از زمان
یافتم خود در مکانی لا مکان
 
 
آدم و حوا و هرچه زاده اند
گوییا در این زمین استاده اند
 
 
هر کسی در دست خود یک نامه داشت
نامه را در نزد حاکم میگذاشت
 
 
بعد از آن باری تعالی مینوشت
بنده اش اهل جهنم یا بهشت
 
 
رفت و رفت و نوبتش بر من رسید
نامه ام بگرفت و اعمالم چو دید
 
 
با غضب افکند سوی من نگاه
گفت چیزی تو نداری جز گناه
 
 
چشم تا به جهنم دوختم
از نهیب شعله هایش سوختم
 
 
ناگهان زیبا رخی از ره رسید
حال زارم تا که دید آهی کشید
 
 
بعد از آن یار و آن دلدار گفت
رو به حق بنمود و با دادار گفت
 
 
پور موسی (ع) با تو صحبت میکند
ضامن آهو شفاعت می کند
 
 
گر چه او با نامه بد آمده
چند روزی را به مشهد آمده
 
 
آمده صد بار بر من رو زده
صحن و ایوان مرا جارو زده
 
 
گر چه او هم آبرویم برده است
آب سقا خانه ام را خورده است
 
 
خوب میدانم که خوش کردار نیست
لیک دیدم بهر زهرا می گریست
 
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
 
 
 

شرح زندگینامه امام رضا(ع)
لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 1:0  توسط (ح . توکلی)  | 

شهادت حضرت علی (ع)

 

گریه بر چشم‏ها سنگینی می‏کند و هُرم سینه، لب‏ها را می‏سوزاند. بغض پشت در پشت در فرصت گریستن صف کشیده است. چراغ گریه بر افروخته شده و شعله شعله، در دل زبانه می‏کشد. هق‏هق گریه، شانه‏ها را می‏لرزاند. دیگر دل به دنبال واژه‏ها نمی‏گردد. اشک، بی‏بهانه سرازیر می‏شود.

امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود. پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.

  ـــــــــــــــــــــــــــــ

خون شفق

شب درانتظار آمدن کاروان صبح 

آغوش مات و خسته خود را گشوده  

بود

صبح از کران نیلی خاور نمی دمید 

گرد ملال رنگ شفق را زدوده بود

درسینه برهنه آن پهن دشت باز

آنجا که رشته های کلاف سپید صبح 

ریزدبه روی پیکر خاموش صخره ها 

آنجا که از شراره های خورشید نیمروز 

واماندگان تشنه سوزان دره ها

آنجا که آفتاب

از روی نخل های کهن می کند غروب

آنجا که ماهتاب

بر کشتزار بادیه ها می کند طلوع * در

بستر سکوت

 شهری غنوده بود

آنجا میان مسجد آن شهر بی خروش *  

چون روزهای پیشین 

از دره نیمرنگ روشنی سیمگون فجر*  

بانگی بلند شد 

بانگ اذان صبح * محراب مسجد کوفه  

به صد فسوس

آغوش پر گشود

وآن جاودانه مرد * آن ناشناخته عالم

وجودشد درنماز وراز 

فارغ زخویش وغرق به نوشین

سجود.......

برقی میان پرده تار هوا جهید 

گلرنگ شد زخون شفق آسمان صبح  

بادی وزید و ناله غم ریخت روی خاک. 

آشفت موج و سینه دریا غریو کرد 

روحی بزرگ رفت بدان جایگاه پاک

ان روز شام شد

وقتی که روشنایی اندوه رنگ ماه  

 به شهرشبگرفته افسرده رنگ زد

 وقتی باز شب شد و اندوه بیکسی

برسینه های مردم درمانده چنگ زد

در کوچه های خلوت و خاموش آن  

دیار   

آنجا که جز نسیم نمیگیردش سراغ *  

آنجا که در سیاهی اندوه بار شب 

جز نور ماه نیست درآن کلبه ها چراغ 

در زاغه های شهر هر گوشه هر کنار  

یک کودک یتیم یک چشم اشکبار یک  

مادر فقیریک ظرف بی غذا یک سفره

فتاده تهی روی یک حصیر

در انتظار ماند..................................

همه شنیده اند واگر هم نشنیده

باشند مهم نیست

آنچه مهم است این است که همه  

گفته اند: 

(علی واژه ایست همیشگی در

قاموس بشریت )  

اگر چه هیچ کس آن را نخوانده

وندانسته باشد .......

 (التماس دعا)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درباره شهادت در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 23:0  توسط (ح . توکلی)  | 

میلاد

فرا رسیدن  میلاد حضرت امام حسین (ع) ، حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد (ع) را به پیشگاه مقدس امام زمان(عج) ،وهمه شیعیان تبریک و تهنیت عرض

می نمایم .

ماه شعبان، ماه هشتم از ماه های قمری ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»
پیامبر ماه شعبان را روزه می‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل می‌کرد.

هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا می‌خواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه می‌فرمود:«هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در
روز قیامت مشمول کرامت خود می‌گرداند وبهشت را برای او لازم می شمارد.»

بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف
مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین(ع)حضرت ابالفضل (ع) امام سجاد(ع) حضرت مهدی(عج) و است.
|+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388 ساعت 12:0  توسط (ح . توکلی)  | 

سرزمین من...

ای ايران

ای ايران ای مرز پر گهر

ای خاکت
سر چشمه هنر

دور از تو انديشه بدان
پاينده مانی تو جاودان

ای.. دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک ميهنم

مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده
باد خاک ايران ما


سنگ کوهت در و گهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم
در گوبی مهر تو چون کنم

تا.. گردش جهان دور آسمان بپاست
نور ايزدی هميشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پيشه ام
دور از
تو نيست انديشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک
ايران ما


ايران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پيکرم
جز مهرت در دل نپرورم

از.. آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود گلی شود دلم

مهر تو چون شد پيشه ام
دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما

|+| نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 3:0  توسط (ح . توکلی)  | 

تمنای وصال

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه


عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید

تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانی و

 قمری به ترانه

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 5:15  توسط (ح . توکلی)  | 

سال نو مبارک

فرا رسیدن سال نو۱۳۸۸

وعید باستانی نوروز بر همه ایرانیان جهان مبارک .

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار ارد 

نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار ارد

هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

|+| نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 21:41  توسط (ح . توکلی)  | 

در خلوت تنهایی

مدتیه تو وبلاگم چیزی ننوشتم راستش نه حوصله اش بود نه وقتش ... حقیقتش اینه که استاد عزیزم آقا وحید تاکیدشون بر این بود سعی کنم در وبلاگ از دست نوشته های خودم استفاده کنم ..من هم بخاطر اینکه زیاد وارد نبودم واز طرفی خیلی مشغله ام زیاده گذاشته بودم در آرامش چند سطری دیکته کنم دیدم فایده نداره پس امروز که از سر کارآمدم سری به وبلاگ دوستان زدم بعد دیدم در وبلاگم مدتیه چیزی نذاشتم پس به خاطر خالی نبودن عریضه در رابطه موضوعی مطلبی را در وبلاگ قرار بدم چون بهترین ساعات روز را سر کار هستم از سر کار شروع میکنم :

چند روز پیش یکی از همکارانم دچار سرماخوردگی شد ومجبور شد درخانه استراحت کند(ایشان دچار ناراحتی قلبیه ویکسال ونیم پیش چند هفته ای درccuبود)دیروز قرار بود بیاد سرکارکه حالش خوب نبود ونیامد. امروز هم زنگ زدو به من گفت حالم خوب نبود در بیمارستان بستری شدم .

بعد از 24ساعت که سر کاربودم تصمیم گرفتم وازسرکار به ملاقاتش رفتم ازدیدنم خوشحال شد بنده خدا اصلا حالش خوب نبود ویکریزعرق سرد از صورتش جاری بودچندتا دستمال کاغذی بهش دادم عرق های صورتش را گرفت وگفت دکتر میگه قلبت بزرگ شده وریه هاتم آب آورده....حالم گرفته شده بود گفتم اگه دوباره سرسری نگیری ایشالله درمون میشه مگه یکسال و نیم پیش بهت نگفتم دنبال درمون دردت باش انگار چیزی نشنیده باشه گفت که ازسرکارچه خبرگفتم هیچ امن وامان...گفت حقوق روندادن پول ناهار چی ...گفتم نـــــــــــه!گفت:یه چک برای فاضلاب خونه دادم قسط های بانکی خونه هم عقب افتاده گفتم ناراحتش نباش درست میشه گفت ببین شب عیدیه چی شد .

ناراحت شده بودم خستگی وبی خوابی وحال رفیقم کلافم کرده بودباصدای پرستار که میخواست اتاق را ترک کنم از دوستم خداحافظی کردم و از بیمارستان خارج شدم .

داخل ماشین ودراه خونه همش تو فکرش بودم با خودم گفتم تازه خونه ای که خریده بود قسط هاش داش تموم میشد خدا به بچه سه سالش رحم کنه و.... دعاش میکردم .

از شما دوست وخواننده عزیزجهت شفای عاجل او وهمهءمریضان التماس دعا دارم .

|+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 20:0  توسط (ح . توکلی)  | 

روستای رارا

محرم ویادی از شهدای روستا 

                     

دیدن تعدادی از تصاویر عزاداری در ادامه مطلب                  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت 16:42  توسط (ح . توکلی)  | 

محرم ماه خون ماه شهادت...

 
فرا رسيـــــــــــدن ماه محرم
و عاشوراي حسيني برهمه شیعیان تسليت بــــــــــــــاد
 

ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.

محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.

و سلام بر حسین!  سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا
و سلام بر حسین!
نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.

سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت.
سلام بر
حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.

حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را  عاشقانه تعبیر کرد.

حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد.


خاک من مهر نمازش بوده است

خواب ديدم خواب اينکه مرده ام  خواب ديدم خسته و پژمرده ام
روي من خروارها از خاک بود   واي قبر من چه وحشتناک بود

تا ميان گور رفتم دل گرفت  قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زير سرم از سنگ بود  غرق وحشت سوت و کور و تنگ  بود

خسته بودم هيچ کس يارم نبود  زان ميان يک تن خريدارم نشد
هر که آمد پيش حرفي راند و رفت سوره ي حمدي برايم خواند و رفت

نه رفيقي نه شفيقي نه کسي ترس بود و وحشت و دلواپسي
ناگهان از راه رسيدند دو ملک تيره شد در پيش جشمانم فلک

يک  ملک گفتا بگو نام تو چيست آن يکي فرياد زد رب تو کيست
در ميان عمر خود کن جستجوي کارهاي نيک و زشت خود بگوي

ما که ماموران حي داوريم اينک تورا سوي جهنم مي بريم
ديگر آنجا عذر خواهي دير بود  دست و پايم بسته در زنجير بود

غرق اندوه و تالم دل فکار مي کشيدندم به خفت سوي نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد  از جنان در هاي رحمت باز شد

در مرامم نيست او تنها شود  باعث خوشحالای اعـدا شوددر قيامت عطر و بويش مي دهم  پيش مردم آبرويش مي دهم

در قدوم آن نگار مه جبين پيش پاي حضرت عشق آفرين
دو ملک سر را به زير انداختند بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حيرت داشتند اين زمزمه  آمده اينجا حسين فاطمه
سوي من آمد مرا شرمنده کرد  مهربانانه به رويم خنده کرد

گفت آزادش کنيد اين بنده را خانه آبادش کنيد اين بنده را
اين که اينجا اين چنين تنها شده  کام او با تربت من واشده

مادرش او را به عشقم زاذه است گريه کرده بعد شيرش داده است
اين که مي بينيد در شور است و شين  ذکر لالا ئيش بوده يا حسين

اسم من راز و نيازش بوده است  خاک من مهر نمازش بوده است
اينکه در پيش شما گرديده بد  جسم و جانش بوي روضه مي دهد

پرچم من را به دوشش مي کشيد  پا برهنه در عزايم مي دويد
سينه چاک آل طاها بوده است  چاي ريز هيئت ما بوده است

بارها لعن اميه کرده است  خويش را نذر رقيه کرده است
حرمت من را به عالم پاس داشت  ارتباطي تنگ با عباس داشت

نذر عباسم کفن کرده به تن  روز تاسوعا شده سقاي من
تا که دنيا بوده از من دم زده  او غذاي روضه ام را هم زده

گريه کرده چون براي اکبرم  با خود اورا نزد زهرا مي برم
هر چه باشد او برايم بنده است او بسوزد صاحبش شرمنده است

مردي آمد از تبار آسمان نور پيشانيش فوق کهکشان
بر سرش دستار سبزي بسته بود نور حق در چهره اش تابيده بود


 السلام و علیک یا ابا عبـــــــــــــــــــــدالله


|+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387 ساعت 8:0  توسط (ح . توکلی)  | 

عید غدیر

 

عید ولایت وامامت عید اخوت وبرادری عید مسعود وفرخنده غدیر

 برعاشقان عصمت وطهارت وشیعیان مبارک باد

  

                        


                       

روزعیداست وهمان به که سلام توکنیم

مطلع الفجردل خویش به نام توکنیم

جانشینی محمد(ص)به تو فرخنده بود

عهد تجدید،دراین بیعت عام توکنیم


پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفى (ص)

در خطابه تاريخى خويش در بازگشت از آخرين سفر حج خود در مكانى بنام خم غدير در ميان خيل عظيم زائران بيت الله الحرام چنين فرمودند:

«... هان مردمان! اينك جانشينى خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جاى مى‌‏گذارم در نسل خود تا برپايى روز رستاخيز. و حال، مأموريت تبليغى خود را انجام مي‌‏دهم تا برهان بر هر شاهد و غايب و بر آنان كه زاده شده يا نشده‌‏اند و بر تمامى مردمان باشد. پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا برپايى رستاخيز برسانند...»



 

قصهء غدیر

سـال دهـم هـجـرت بـود و پـيـامبر از آخرين سفر حج خود باز مى گشت ، گروه انبوهى كه تعدادشان را تا صدوبيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مى كردند تا اين كه به پهنه بى آبى به نام غدير خم رسيدند.

نـيـم روز هـيـجـدهـم ذى الحـجـه بـود كـه نـاگـهـان پـيـك وحـى بـر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه :

((اى رسـول آنـچـه از جـانـب پـروردگـارت بـر تـو نـازل شـده بـه گـوش مـردم بـرسـان و اگـر چـنين نكنى رسالت او را ابلاغ نكرده اى و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد))

 
پـيـامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بى آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فـرود آمـدنـد. مـنـبـرى از جـهـاز شـتـران بـراى پـيـامـبـر سـاخـتـنـد و رسـول خـدا بر فراز آن رفته و روى به مردم كردند.
 
ابتدا خداى را سپاس ‍ فرموده و از بديهاى نفس اماره به او پناه جست و فرمود:
اى مردم بزودى من از ميان شما رخت بر مى بندم من مسئولم و شما نيز. آيا درباره من چه مى انـديـشـيد جمعيت نيكو جواب دادند و محمد صلّى الله عليه و آله از آنان اقرار به يگانگى خـداونـد در رسـالت خـويـش و حـقـانـيـت روز رسـتاخيز گرفت و جمعيت اقرار نمودند.
 
آنگاه فرمود:
مـن دو چـيـز گـرانـبـهـا در مـيـان شـمـا مـى گـذارم يـكـى ثـقـل اكـبـر كـه كـتـاب خـداسـت و ديـگـرى ثـقـل اصـغـر كـه اهل بيت منند.
مـردم ، بـر آنـان پـيشى نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آن گاه دست على عليه السّلام را در دسـت گـرفـت و آن قـدر بـالا بـرد كـه هـمـگـان او را در كـنـار رسول خدا ديدند و شناختند
 
سپس فرمود:
خـداونـد مولاى من و من مولاى مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم . اى مردم هر كس كـه مـن مـولا و رهـبـر اويم اين على هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد:
پروردگارا دوستان على را دوست بدار و دشمنان او را خوار.
خدايا على را محور حق قرار ده و سپس فرمود:
لازم اسـت حـاضـران ايـن خـبـر را بـه غـايـبـان بـرسـانـنـد.
 
هـنـوز اجـتـمـاع بـه حال خود باقى بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحى گوش جان محمد صلّى الله عليه و آله را نواخت كه :
(( امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم ))
و بدينسان على عليه السّلام از جانب خداوند براى جانشينى پيامبر صلّى الله عليه و آله برگزيده شد .

اللهم عجل لولیک الفرج


333333
|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 8:0  توسط (ح . توکلی)  |